قطره سیستم استفاده اخبار علمی و آموزشی

قطره: سیستم استفاده اخبار علمی و آموزشی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی جریان اصولگرا خیلی به رانت قدرت علاقه دارد/ این جریان باید جهت خود را به سمت مردم عوض کردن دهد ، محبیان

در حالی که دولت حسن روحانی و حامیان اصلاح طلبش با چالش های بزرگ اقتصادی مواجه شده است اند به نظر می رسد بعضی از تندروها به دنبال ماهی گرفتن از این آب گل آلود ب

جریان اصولگرا خیلی به رانت قدرت علاقه دارد/ این جریان باید جهت خود را به سمت مردم عوض کردن دهد ، محبیان

محبیان:جریان اصولگرا خیلی به رانت قدرت علاقه دارد/این جریان باید جهت خود را به سمت مردم عوض کردن دهد

عبارات مهم : سیاسی

در حالی که دولت حسن روحانی و حامیان اصلاح طلبش با چالش های بزرگ اقتصادی مواجه شده است اند به نظر می رسد بعضی از تندروها به دنبال ماهی گرفتن از این آب گل آلود به سود آینده سیاسی خود هستند.

این عده به خوبی به این توصیه آگاهی دارند که افکار عمومی در نهایت با معیار اقتصادی راجع به دولت حسن روحانی و اصلاح طلبان قضاوت خواهند کرد و به همین علت تا آنجا که در توان دارند تلاش می کنند اوضاع اقتصادی مردم و سیاست های دولت حسن روحانی را منفی جلوه بدهند. بدون شک در چنین شرایطی تندروهای سیاسی می توانند با شعارهای پوپولیستی و عوامفریبانه در فضای سیاسی کشور جریان سازی کنند وخود را به عنوان منجی پرسشها مردم معرفی کنند و به همین علت و جهت تحلیل و بررسی این عنوان «آرمان» با دکتر امیر محبیان تئوریسین آشنا شده است اصولگرا، استاد دانشگاه و موسس حزب نواندیشان گفت وگو کرده که متن آن را در ادامه از نظر می گذرانید.

جریان اصولگرا خیلی به رانت قدرت علاقه دارد/ این جریان باید جهت خود را به سمت مردم عوض کردن دهد ، محبیان

چرا عملکرد دولت آقای روحانی بیش از آنکه تحت تأثیر پرسشها سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار بگیرد تحت تأثیر پرسشها اقتصادی قرار گرفته است؟ گرفتار شدن دولت آقای روحانی در تنگناهای اقتصادی داخلی و خارجی چه پیامدهایی جهت آینده دولت خواهد داشت؟

در شرایط فعلی اولویت جامعه، اقتصادی هست؛ طبعا عملکرد دولت نیز از این جهت مورد سنجش قرار می گیرد. از طرف دیگر، به علت عوض کردن شرایط سیاست داخلی کشور عملا چالش های سیاسی، دیگر چون گذشته نیست. جریانات سیاسی دیگر جذابیت پیشین را جهت مردم ندارند. اگر بگوییم مردم از بازی های سیاسی و بازیگران آن عبور کرده اند، حرفی دور از واقعیت نزده ایم.

در حالی که دولت حسن روحانی و حامیان اصلاح طلبش با چالش های بزرگ اقتصادی مواجه شده است اند به نظر می رسد بعضی از تندروها به دنبال ماهی گرفتن از این آب گل آلود ب

مردم ما اکنون دغدغه پرسشها زندگی خود را دارند و احساس می کنند جریانات سیاسی اگر گره محکم تر بر کار و زندگی آنان نزنند حداقل گره ای نمی گشایند. از همین رو است که اعتراضات را خودشان انجام می دهند و منتظر راهنمایی و راهکارهای احزاب و گروه های سیاسی نمی شوند. البته این رویکرد مطلوب نیست. در جوامع پیشرفته اساسا احزاب نیابتا و وکالتا از جانب مردم عمل می کنند یا حداقل مردم چنین احساسی را دارند؛ بنابراین احزاب به عنوان آنچه که جامعه مدنی نامیده می شود؛ بیانگر پرسشها مردم بوده و مردم احساس بی پناهی نمی کنند. ولی احزاب ما نتوانستند چنین نقشی را ایفا کنند. از همین روست که می بینید که فضای سیاسی که باید حل کننده پرسشها باشد از سوی مردم به عنوان مساله ساز دیده شده است و از اولویت خارج شده است است.

چند سال است که من بر این توصیه تاکید کرده ام که مردم به دلایلی که جای برشکافتن آن اینجا نیست؛ نسبت به حوزه سیاست بدبین شده است اند و من هم اعتقاد دارم حق دارند. مردم الان می کوشند پرسشها اقتصادی و اجتماعی و حتی محیط زیستی خود را خارج از حوزه انگ و بهتان و سوءاستفاده سیاسی مطرح و حل کنند؛ بسیار هم عاقلانه فکر کرده اند فقط مسئولان کشور هم باید به این واقعیت برسند که جهت حل پرسشها در حوزه های غیر سیاسی باید آنها را سیاست زدایی کنند یا بقول فرنگی ها دپولیتیزه کنند؛ چون حوزه سیاست ما اساسا گره گشا نیست.

آیا مقصر جلوه دادن دولت آقای روحانی در پدید آمدن اوضاع موجود اقتصادی در جهت زمینه سازی اصولگرایان جهت دوران پساروحانی است؟ آیا اصولگرایان به این نتیجه رسیده اند که تنها با نا کارآمدن جلوه دادن دولت حسن روحانی در زمینه اقتصادی می توانند به اهداف خود دست پیدا کنند؟

مشکلات اقتصادی ما سه دسته هستند؛ بعضی محصول دولت پیشین است که به دولت فعلی ارث رسیده هست؛ فرقی نمی کند از دولت اصلاحات به احمدی نژاد رسیده یا از احمدی نژاد به روحانی. بعضی ساختاری است که فرقی نمی کند کدام دولت سرکار باشد. باید در ساختار اقتصادی کشور تغییراتی رخ دهد که شاید تصمیمات فرادولتی نیاز باشد. بعضی معضلات هم محصول عملکرد و تصمیمات دولت فعلی هست. طبعا منتقدان دولت هم اگر منصف باشند نقدهای خود را بر حسب نقش دولت فعلی ارائه می کنند.

جریان اصولگرا خیلی به رانت قدرت علاقه دارد/ این جریان باید جهت خود را به سمت مردم عوض کردن دهد ، محبیان

به گمانم انتقادات اقتصادی وارد به تصمیمات دولت فعلی جدی هست. من اقتصاددان نیستم و چون به ارزش تخصص اعتقاد دارم تحلیل اقتصادی محض را به اقتصاددانان واگذار می کنم. الان نقدها فقط از سوی اقتصاددانان اصولگرا نیست؛ من از سوی اقتصاددانان اصلاح طلب و حتی کارگزارانی هم انتقادات مهمی را دیده ام. به گمانم دولت باید به نظرات تخصصی کارشناسان توجه بیشتری کند.

آیا اوضاع کنونی جامعه تنها به علت رویکرد دولت به وجود آمده و یا اینکه ساختارهای دیگر تصمیم گیر قدرت نیز در اوضاع امروز نقش داشته اند؟ آیا از سوی ساختارهای قدرت همکاری مورد نیاز با دولت آقای روحانی صورت گرفته است؟

در حالی که دولت حسن روحانی و حامیان اصلاح طلبش با چالش های بزرگ اقتصادی مواجه شده است اند به نظر می رسد بعضی از تندروها به دنبال ماهی گرفتن از این آب گل آلود ب

مسلما اگر در پیشرفت کشور همه نهادها و قوا دخالت داشته اند، طبعا در اشتباهات هم نمی توان دولت را مقصر دانست و مابقی را مبرا. اساسا تجربه من نشان می دهد که مسئله کارآمدی در کشور ما جدی است و این امری فرادولتی است ولی چون بودجه و قدرت اجرایی در دست دولت است بخش مهمی از انتقادات به سوی دولت می رود. معمولا این گونه القا می شود که دولت در معضلات تقصیری ندارد و مسئله از بیرون از دولت سرچشمه می گیرد. نشانه هم القا بحث دولت های موازی با نیروهای ذی نفوذی است که پیش پای دولت سنگ می اندازند. آن روی دیگر سکه این ادعا همان است که تحت عنوان دولت بی اختیار و فاقد قدرت باید از آن یاد کنیم.

من ضمن آن که مانع تراشی ها را ناممکن نمی دانم لیکن هر دولتی مخالفانی دارد ولی این ادعا را زیاد فرافکنی می دانم. دولت ما دارای اختیارات زیادی است چون بودجه و رای مردم را دارد. فراموش نمی کنم وقت دولت اصلاحات نیز همین را می گفتند که دولت اختیارات ندارد ولی همان ها هنگامی که احمدی نژاد سرکار آمد گفتند احمدی نژاد دیکتاتوری می کند. این ها باهم تعارض دارد. پرسشها روسای دولت آن است که از تمام ظرفیت های خود استفاده نمی کنند؛ بااهمیت ترین ظرفیت آنها مردم است.

جریان اصولگرا خیلی به رانت قدرت علاقه دارد/ این جریان باید جهت خود را به سمت مردم عوض کردن دهد ، محبیان

نظام سیاسی عقلا از کارآمدی دولت ها نفع می برد حالا ممکن است افرادی یا جریاناتی ابتدا مخالفت کنند ولی اگر به ارزش کار خود واقفید محکم جلو بروید نتیجه های کار اگر مثبت باشد مقدمات توجیه می شود. دولت آقای روحانی هم به نظرم از کم تحرکی زحمت می برد. از مردم بپرسید که چند نفر از وزرا را می شناسند فکر می کنم دو سه نفر را زیاد نام نمی برند. نباید استخوان لای زخم کار کرد. اگر وزیری مشکلی را حل نکرد خودش مسئله است و باید برطرف شود.

وزارت یک پست تشریفاتی نیست که به عنوان خلعت به کسی داده شود. از سوی دیگر مردم بزرگترین سرمایه اند، نه فقط جهت حمایت بلکه از طریق انتقاد. مردم به صورت رایگان و بدون هزینه نقاط ضعفش را نشان می دهند ولی دولت ها به جای اصالت دادن به مردم و پرسشها آنها از ساختار و وزیر و استاندار خود دفاع می کنند، دولت ها در برابر مردم هیچ اصالتی ندارند. اصالت با مردم و رضایت آنهاست. اگر استانداری یا وزیری یا مسئولی نتواند مسئله مردم را بر طرف کند باید کنار رود؛ هیچ تعارف و ملاحظه ای در اینجا نباید وجود داشته باشد. در تجارت می گویند حق با مشتری است در کار دولت هم اصل باید این باشد که حق با مردم هست. یعنی اگر بین خواست یک مسئول و خواست مردم تعارضی بود، باید خواست مردم بودن بدون هیچ ملاحظه ای در اولویت قرار گیرد.

چرا در حالی که برجام یک تصمیم ملی بوده، با خروج آمریکا از برجام فشارهای داخلی به دولت آقای روحانی زیاد کردن پیدا کرده است؟

اینقدر نسبت به انتقادات نباید تصویر العمل تند داشت. اصلا فکر کنید تماما تصمیم ملی بوده است و کسانی انتقاد دارند. دیکتاتوری که نباید ایجاد کرد. مهم نتیجه هست. گروهی منتقد برجام هستند؛ اشکالی ندارد، آنها هم شهروند هستند و حق ارائه نظر دارند. طبیعی است هنگامی که برجام نتیجه مطلوب را نمی دهد انتقادات زیاد می شود. بخشی از این انتقادات به شخص جناب روحانی برمی گردد که به هنگام مذاکرات اینگونه القا کردند که گویی برجام حلال همه پرسشها هست؛ خب؛ این غلط بود. شما از دکتر ظریف این ادعا را ندیدید. چون با اصول مدیریت توقعات همخوانی ندارد. یک دولت هوشمند هیچگاه از بادهای مخالف نمی هراسد بلکه کشتی دولت را از طریق تنظیم بادبان های خود و بهره گیری از بادهای سخت ولو مخالف به پیش می برد.

اصلاح طلبان تا کجا جهت آقای روحانی هزینه خواهند کرد؟ آیا صبر اصلاح طلبان در برابر بعضی رویکردهای محافظه کارانه آقای روحانی که باعث از بین رفتن بخشی از اعتماد بدنه اجتماعی جریان اصلاحات شده است اندازه ای دارد؟ به نظر شما در سال های باقی مانده از دولت اصلاح طلبان در چه زمینه هایی از دولت حمایت و در کجاها از دولت فاصله خواهند گرفت؟

کاملا مشخص است که اصلاح طلبان شدیدا نسبت به سیاست های دولت به خاص سیاست های اقتصادی انتقاد دارند ولی گرفتار شده است اند. از بعد از دولت اصلاحات دایره گزینش آنها بین بد و بدتر محصور شده است هست. البته اخیرا انتقادات آنها کمی تند تر شده است است و احساس من این است که هر چه به آخر دولت نزدیک تر شویم شدت و بروز آن زیاد می شود. ولی ناگفته نماند که من اخیرا نقدهایی جدی را از سوی اصلاح طلبان و عاملان می شنوم که زیاد از دغدغه جناحی ناشی از نگرانی آنها نسبت به خطرات محتمل نسبت به اصل نظام هست. دولت آقای روحانی به نظرم باید زیاد به این نقدهای تخصصی چه از سوی اصلاح طلبان یا اصولگرایان یا کارگزارانی ها و یا پایداری ها توجه کند فقط دو شرط دارد و آن این که این نقدها اولا با راه حل همراه باشد و دوم این که کارشناسی و تخصصی باشد نه مشتی شعارهای سیاسی.

اصلاح طلبان در آینده همچنان روی گفتمان اعتدال حرکت خواهند کرد و یا اینکه ما با یک شیفت گفتمانی از اعتدالگرایی به اصلاح طلبی در مدیریت کشور مواجه خواهیم بود؟

اعتدال زیاد یک منش رفتاری است تا یک رویکرد عملیاتی یا خط مشی اجرایی در حوزه مدیریت. اصلاح طلبان در حوزه حل پرسشها کشور یک توصیه راهبردی داشتند که الان در بحران قرار گرفته و زیر پرسش است و آن این که نظام در مواجهه با نظام جهانی رویکرد خود را از تخاصم به تعامل عوض کردن دهد؛ بسیاری از گره ها گشوده خواهد شد. پروژه برجام در واقع امتحان این روش بود. نظام در چارچوب این روش عمل کرد ولی نتیجه مطلوب به دست نیامد. الان اصلاح طلبان باید پاسخ دهند که روش جایگزین آنها چیست؟

آیا در شرایط کنونی جریان اصولگرایی قدرت بازتولید خود را جهت بازگشت به قدرت از دست داده و یا دوباره خود را بازتولید می کند و به قدرت باز می گردد؟

طبعا جریان اصولگرایی مجددا شانس خود را امتحان خواهد کرد. ولی پرسشها درونی و بیرونی جریان اصولگرایی جدی است چنان چه اصلاح طلبان هم پرسشها جدی دارند. بزرگترین مسئله اصولگرایان ضعف در بازاریابی سیاسی جهت نظریات خود در سطح توده هاست. احمدی نژاد تا حدودی موفق بود ولی او این کار را شخصی انجام داد نه در قالب اصولگرایی. عمده مسئله هم در اینجاست که اصولگرایی با پیوندهای خود با قدرت و حاکمیت راضی می شود و نیازی به گسترش پیوند با مردم و خواست های آنها نمی بیند، مگر هنگام گرفتن رای. این نقص بزرگی جهت یک جریان سیاسی است.

جریان اصولگرایی ریشه های نیرومند اجتماعی داشت ولی این ریشه ها به علت نقصی که گفتم دائما تحلیل رفت. نظام هم از ضعف اصولگرایی در جذب توده ها صدمه خورد. هر لحظه گفته ام و بازهم می گویم که اصولگرایی نیازمند یک تحول جدی درونی است و الان اعتقاد دارم اصولگرایی نیازمند یک انقلاب درونی هست. اصولگرایی باید جهت خود را از قدرت به سوی مردم عوض کردن دهد. این بزرگترین خدمت به نظام خواهد بود. باید از رانتخواری سیاسی دست برداشت. به گمانم نظام هم باید خود را فراتر از اصولگرا و اصلاح طلب قرار دهد.

این کار باعث می شود امکان مانور نظام زیاد شود؛ اصولگرایان هم هنگامی که دریابند که جهت بقا باید به سوی مردم رفته و به مطالبات آنها توجه کنند طبعا روش و رویکرد و خط مشی آنها عوض می شود. اصلاح طلبان هم از موضع تقابل با نظام که عملا احساس می شود به سوی تعامل می آیند. نباید فراموش کنیم نظام ما مبتنی بر یک انقلاب بزرگ مردمی شکل گرفته است و هر حرکتی که به اصلاح اوضاع مردم بینجامد اقدامی انقلابی و مردمی هست؛ مهم نیست چه کسی آن کار را انجام می دهد.

چرا جریان اصولگرایی به عنوان یک گفتمان اصیل موجود در انقلاب اسلامی زیاد انرژی خود را صرف مقابله و ضربه زدن به گفتمان اصلاحات کرده است؟ آیا این رویکرد مخرب باعث دور شدن اصولگرایان از گفتمان سازی و تولید اندیشه نشده است؟ آیا «تئوری مقابله» که زیاد از جانب اصولگرایان در فضای سیاسی جامعه وجود داشته، به حرکت هر دو جریان سیاسی کشور آسیب جدی وارد نکرده است؟

این فقط مسئله اصولگرایان نیست. اصلاح طلبی هم گرفتار همین معضل هست. متاسفانه جریانات سیاسی به جای تعریف مستقل هویت خود کوشیده اند خود را در نفی دیگری معنا کنند. الان کسی که اصلاح طلب است یعنی فردی که ضد اصولگرایان است و بالعکس. این اشتباه محض است و مردم در نهایت هر دو را کنار می گذارند. چند با رهبری کوشیدند این انگاره را برهم بزنند ولی نه اصلاح طلبان و نه اصولگرایان در عمل پیروی نکردند. رهبری در سال ۸۴ صحبتی دارند کلیدی ولی متاسفانه به آن عمل نشد ایشان فرمودند: «بنده دعوای اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندی را غلط می دانم. نقطه برابر اصولگرا، اصلاح طلب نیست؛ نقطه برابر اصلاح طلب، اصولگرا نیست. نقطه برابر اصولگرا، آدم بی اصول و لاابالی هست؛ آدمی که به هیچ مهم اعتقاد نیست؛ آدم هرهری مذهب هست. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب می کند که به شدت ضد سرمایه گذاری و سرمایه داری حرکت کند، یک روز هم منافعش یا فضا ایجاب می کند که طرفدار سرسخت سرمایه داری شود؛ حتی به شکل وابسته و نابابش! نقطه برابر اصلاح طلبی، افساد است.

بنده اعتقاد به اصولگرای اصلاح طلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روش ها به صورت روزبه روز و نوبه نو. ما باید روش ها را اصلاح کنیم. در روش ها اشتباه و نقص وجود دارد. گاهی به مرحله ای می رسیم که امروز دیگر جواب نمی دهد؛ باید مرحله دیگری را شروع کنیم. حفظ اصول و اصلاح روش ها، معنای اصلاح طلبی است». متاسفم اصولگرایان که سخنان رهبری را مرجع واکنش‌ها و رویکرد خود می دانند، سکوت کردند همان وقت نوشتم و گفتم این سخن را جدی بگیریم ولی جدی نگرفتند، نتیجه آن شد افرادی سوءاستفاده می کنند و می گویند: اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمامه ماجرا. باید ارزیابی ما از جریانات سیاسی فقط و فقط بر اساس توانایی آنها در حل پرسشها مردم باشد. بی کفایتی جریانات سیاسی و بازی های پوچ آنها به نظام هم صدمه زده است.

تکیه بیش از اندازه جریان اصولگرایی به رانت قدرت به چه میزان بر تنبلی و تضعیف این جریان تأثیرگذاشته است؟ آیا جریان اصولگرایی روزبه روز تنبل تر می شود و قدرت بازتولید خود را از دست داده است؟

فقط پاسخ می دهم بسیار زیاد. الان هم عملا دیگر این رانت یا تصور رانت قدرت نیست باز هم توهم آن وجود دارد و شاهد سستی در برنامه ریزی و کار سیاسی هستیم.

با توجه به چالش های بزرگی که پیش روی دولت آقای روحانی وجود دارد شما چه چشم اندازی پیش روی دولت و حامیان آن می بینید؟ تحلیل شما از آرایش سیاسی سال های منتهی به آخر دولت آقای روحانی در کشور چیست؟

اکنون جهت من کلیت نظام و کشور عزیزمان ایران مهم تر از آینده جریانات سیاسی هست. برنامه های خطرناکی جهت کشور عزیزمان ایران و نظام سیاسی کشور عزیزمان ایران طراحی کرده اند. البته به خواست خدا و همت مردم و درایت مسئولان همه برنامه ها در نهایت به سود مردم و کشور عزیزمان ایران تمام خواهد شد. به گمان من دولت باید با سرعت تمام از طریق ایجاد تغییرات کلیدی در نیروها و برنامه ها، خود را با شرایط تازه تطبیق دهد حتی خود را آماده ورود به بدترین شرایط کند لیکن دیگر وقت هیچ اشتباهی را نداریم. احزاب سیاسی هم باید بدانند اوضاع خاص هست. جنگ های حیدری- نعمتی در این شرایط اشتباه نیست عین بلاهت است و هزینه آن را همه منجمله نظام و به خاص مردم کشور عزیزمان ایران خواهند داد.

واژه های کلیدی: سیاسی | اقتصادی | اصلاح طلب | حسن روحانی | اصولگرایان | اصلاح طلبان | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz